تبليغاتX
جف -
01

«مشكل ديگر زنان اند كه بي درنگ به مخالفت با تمدن برخواسته اند و نفوذ كندكننده و بازدارنده ي خود را اعمال مي كنند, همان زناني كه به پاس عشقشان بنيانگذار تمدن بوده اند. زن نمايانگر هدف خانواده و زندگي شهواني است, حال آنكه امور تمدن به گونه اي فزاينده به دست مرد سپرده شده و او را واداشته است تا به غرايزش تعالي بخشد, كاري كه زن كمتر مستعد آن است. از آنجايي كه نيروي رواني مرد نامحدود نيست, بناچار بايد تكليف خود را بر پايه ي توزيع مناسب نيروي شهواني اش به انجام رساند. او مقدار نيرويي را كه صرف اهداف فرهنگي ميكند از سهم زن و زندگي شهواني اش برداشت مي كند. معاشرت دايمي او با مردان و وابستگي اش به آنان حتي او را از انجام وظايف شوهري و پدري اش باز مي دارد. زن كه مي بيند به خاطر تمدن وادار به ايفاي نقش درجه دوم شده است با آن به ستيز بر مي خيزد»

تمدن و نا خشنوديهاي آن_زيگموند فرويد

 

پ.ن: این پست فقط یک نقل قول است.

 

+ نوشته شده در جمعه 17 فروردین1386ساعت 9:2 قبل از ظهر توسط جف |