«
…مشكل ديگر زنان اند كه بي درنگ به مخالفت با تمدن برخواسته اند و نفوذ كندكننده و بازدارنده ي خود را اعمال مي كنند, همان زناني كه به پاس عشقشان بنيانگذار تمدن بوده اند. زن نمايانگر هدف خانواده و زندگي شهواني است, حال آنكه امور تمدن به گونه اي فزاينده به دست مرد سپرده شده و او را واداشته است تا به غرايزش تعالي بخشد, كاري كه زن كمتر مستعد آن است. از آنجايي كه نيروي رواني مرد نامحدود نيست, بناچار بايد تكليف خود را بر پايه ي توزيع مناسب نيروي شهواني اش به انجام رساند. او مقدار نيرويي را كه صرف اهداف فرهنگي ميكند از سهم زن و زندگي شهواني اش برداشت مي كند. معاشرت دايمي او با مردان و وابستگي اش به آنان حتي او را از انجام وظايف شوهري و پدري اش باز مي دارد. زن كه مي بيند به خاطر تمدن وادار به ايفاي نقش درجه دوم شده است با آن به ستيز بر مي خيزد…»تمدن و نا خشنوديهاي آن_زيگموند فرويد
پ.ن: این پست فقط یک نقل قول است.

پل چوبی (بین پل خواجو و پل فردوسی):



پ.ن1: يه سري به پائين بزنيد. عكس ها و خواب هاي جالبي داره.
پ.ن۲: خيلي از دوستان مي گن اينجا پروكسي شده!!! خود من و تعداد ديگري از بچه ها كه راحت مياييم و وارد مي شيم و مي بينيم. نمي دونم واالله!!! دوستي مي گفت تفاوت در ISP هاي مختلف مي تونه باشه. تعدادي پروكسي كردن و تعدادي نه. فقط دليل اين مسئله كم كم داره برام تبديل به يك شك فلسفي مي شه. أخه اينجا نه زياد از كلمات و عبارات بي ناموسي و به قول وبلاگري (جسارتا) زير شرتي استفاده شده و نه حرف و حديث سياسي و احيانا بودار. نظر شما چيه؟